خط داستانی
مارتینا مهاجر خوبی است. حداقل همیشه تلاش کرده تا به عنوان چنین دیده شود. اما سپس او در تعطی کوتاهی در دریاچه استارنبرگ با دنیا جوان آشنا میشود. او خودباور، غیرمتعارف است و بیش از هر چیز به اصول و ریشههای یوگوسیها پایبند است - برخلاف مارتینا. ناگهان مارتینا مجبور میشود بخشی از هویت خود را که در تمام عمر سرکوب کرده است با رویایی رو به رو کند.