خط داستانی
شایِر شهر بزرگ را ترک کرده تا در شهری ساحلی کوچک به مراقبت از مادربزرگ سالخورده اش بپردازد. او در یک مزارع نارگیل تراکتور می راند، به موسیقی راک علاقه دارد و می خواهد یک هنرمند تتو شود. او احساس زندان در روستای کوچک ساحلی دارد و با جیسون رابطه دارد که در مزرعه نارگیل کار می کند و در اوقات فراغت با غواصی آزاد برای قِیره و اخناس ماهیگیری میکند.