Láska na vlásku
فیلم عاشقانهای به موهایش در شاهزاده خانه
در قصر پادشاهی، شاهزاده ماتیس احساس میکند زندانی است. پدرش او را وادار میکند با پرنسس بیاترکس نامزد شود که عاشق او نیست. ماتیس از دیدار تصادفی با روباه کماندار توماس سود میبرد که همدو از او همزاد است. پسران لباسهای هم را با هم عوض میکنند و تصمیم میگیرند یک روز از زندگی یکدیگر را تجربه کنند. صبحگاه، ماتِی به اشتباه به سرقت متهم میشود و زندانی میشود. توماس باید در قلعه بماند و اگرچه سعی میکند به پادشاه اثبات کند که پادشاه نیست، اما هیچ کس باور نمیکند. این دو پسر باید با دنیایی که هرگز تجربه نکردهاند روبهرو شوند، بزرگ شوند و مسئولیت تصمیمهایشان را بپذیرند. پاداش آنها این است که هر دو عشق واقعی را بیابند.