خط داستانی
علی و سودی که به خاطر دفن چندین جسد در حیاط یک ساختمان که قبلاً در آن کار کرده بودند، به ۱۰ سال زندان محکوم شده بودند، اکنون پس از گذراندن محکومیت خود آزاد شدهاند. پس از حوادث گذشته، هر دو دوست مصمم هستند که دیگر در این نوع جرمها دخالت نکنند. این دو دوست به عنوان نگهبان شب در یک مکان تفریحی در سواحل اژه که مجوز کسب و کار ندارد، مشغول به کار میشوند. کاپیتان رمزی، مالک این مکان تفریحی، همچنین با قایق خود به قاچاق انسان مشغول است. در حالی که هر دو دوست رویای رفتن به خارج با زنانی که دوست دارند را در سر دارند، این برنامهها با شستشوی دو جسد به ساحل به هم میخورد. اگرچه علی و سودی این دو جسد را دفن میکنند تا به دردسر نیفتند، اما نمیتوانند از وضعیت پیچیدهای که در آن گرفتار شدهاند، فرار کنند.