خط داستانی
هیجان انگیزترین روز نخستین برف است زیرا این به این معناست که اسنودن اسنومن به دیدار میآید! دوستان جنگل او مانند سنجاب چاچا، خرگوش فلاپس، موش سیمون و پرنده لارُو میدانند که دانههای برفی وقت سورتمه رفتن با یکدیگر است. اما چاچا از سورتمه رفتن میترسد و ادعا میکند نمیتواند مگر اینکه دانهٔ خوش شانس خود را بیابد. جستوجوی این دانه او را به ماجراهای مختلفی میبرد، از نزدیک بودن با غار خرس تا بازدید دیوانهوار با روباه زیرک که مخترع است. سفری پر از خنده و ترانههاست که به ما یاد میدهد چگونه ترسناک بودن را مدیریت کنیم، حقیقت را بگوییم و دوست خوبی باشیم.