خط داستانی
های-اوک و دکتر جونگ خوشحال زندگی می کنند اما از بی فرزندی نگرانند در حالی که دامنه جنگ به کار می رود پسری ظهور می کند که می گوید پسر شوهرش از رابطه یک شبانه در جنگ است او سال ها در پنهان پرورش یافته اما اکنون که در بستر مرگ است ناچار به ملاقات پدرش می شود های-اوک احساس خیانت می کند و سعی می کند او را به یتیم خانه بفرستد اما او امتناع می کند در حالی که با او زندگی می کند های-اوک نسبت به او محبت پیدا می کند و او هم نسبت به او پیدا می کند با بازگشت شوهر او آماده رفتن است جونگ به دنبال بخشش می گردد در این میان پسر منتظر مادر واقعی اش در کنار خطوط راه آهن است و تقریباً به سمت مرگ می رود اما او با فداکاری او را از مرگ نجات می دهد آيا پسر با مادر ناپدری دوباره به پدرش خواهد رسید