خط داستانی
در مزرعه ای در بی حد تاخت و تاز دشت شمال گرونینگن، داوید با سکوت میخورد در حالی که کلو ادیا با افسردگی از پنجرهٔ آشپزخانه نگاه میکند. سپس سه عضو نا آرامِ ارکسترِ شیپورصدا درنDoorbell میزنند. آنان بنزین ندارند و به دنبال پناهگاهی در برابر باراناند. درگیری که ابتدا خاموش بود به هرج و مرج تبدیل میشود.