خط داستانی
عنوان: خارا کادی بولو ننے
خلاصہ: آقای خواٹے تاجر موفقی است، اما در تجارت افراد زیادی را فریب داده است. هنگامی که دو پسر جوان به نامهای دیلیپ و خویشاوندش ویجی قصد آغاز تجارت میکنند، پدر ویجی (بهترین دوست آقای خواٹے) آنان را به سوی آقای خواٹے میبرد تا به آنها در مورد کسبوکار آموزش بدهد. وقتی آموزش آغاز میشود، آقای خواٹے ثابت میکند فریب دادن دیگران شاید تنها راه رسیدن به موفقیت باشد. از سوی دیگر پسر جوان ویجی سعی میکند ثابت کند تنها حقیقت میتواند به موفقیت منجر شود. آقای خواٹے به ویجی نشان میدهد که چگونه از فریب دیگران سود برد. چندین حادثه نشان میدهد که آقای خواٹے این واقعیت را اثبات میکند. اما هنوز ویجی آمادگی پذیرش این موضوع را ندارد. برای اثبات دو سوی حقیقت و دروغ، آنان به شرطبندی میروند و هرکسی ببازد ده هزار روپیه از خود میگذارد. دیگران مانند پستان و دیلیپ با سهم خود به شرطبندی میپیوندند.