خط داستانی
شب می گذرد و بی شمار چراغ های شهری می آیند و می روند، مانند مردم با هم تلاقی می کنند، ملاقات می کنند، جدا می شوند و دوباره به هم می رسند. مردی از بالکن به آن ها می نگرد همچون انعکاسی در ذهنش. آن ها دامنه وسیعی از دیدارهایی که شهر ارائه می دهد را نمایان می سازند اما او مردی را ترجیح می دهد که در اتاقِ بعدی زندگی می کند