خط داستانی
راننده تراکتور، پرونکا لاگوتین به شهر میآید. ملاقات با دستیار کارگردان به طور غیرمنتظرهای به دعوت او برای بازی در نقش یک پسر روستایی که به شهر میآید، تبدیل میشود. پرونکا با خوشحالی تمرین میکند، اما با درک اینکه ماندن به معنای هرگز ندیدن روستای زادگاهش است، از کارگردان فرار میکند.