خط داستانی
روز بسیار طوفانی است. تدی به دیدار دوستانش می رود. گرُمِل، خرس پیر بداخلاق به او چتر می دهد زیرا چنین روز طوفانی ممکن است باران برود. معتقد است مو، کانگارو، به دخترش می می دهد که با تدی همراه شود. اما چتر مزاحم می شود و باد او را می برد. تدی از همه دوستانش کمک می گیرد و با هم ایده ای می ریزند.