خط داستانی
کاستیا، آلمانی-روسی، و بیاتریس، آلمانی-افریقایی، در شب یک بحث بزرگ دارند. بیاتریس آپارتمان را ترک میکند و کاستیا را با نوزاد تنها میگذارد، در حالی که او خود را به عنوان یک معمار و روانشناس، بازیگر و فیلمنامهنویس دوباره اختراع میکند، در حالی که کاستیا، پیک دوچرخه، بیفایده سعی میکند جایی برای گذاشتن فرزندش پیدا کند. در یک نقطه او آن را گم میکند. هر سه نفر اوڈیسی خود را در یک روز تابستانی برلین تجربه میکنند.