Philophobia: or the Fear of Falling in Love
فیلم فیلوفوبیا: یا ترس از عاشق شدن
پادکستر نسبتاً موفق، دمیان باستر، در حال لذت بردن از سبک زندگی مجردی خود است تا اینکه یک رابطه مکرر به او عشقش را اعتراف میکند و یک اولتیماتوم میدهد. اگر او برای صرف صبحانه به ملاقات مادرش بیاید، او خواهد فهمید که او جدی است. در غیر این صورت، رابطهشان به پایان میرسد. دمیان که از احساسات واقعیاش ترسیده، این جدایی را میپذیرد اما ذهن و احساسات درونیاش شروع به چرخش میکنند و با تصاویری از تعهد، او را آزار میدهند، درست در زمانی که بهترین دوستش از زادگاهش به لس آنجلس میآید. دمیان سعی میکند از طریق بحران روانی و عاطفیاش عبور کند تا به دوستش در هالیوود خوش بگذرد اما ترسش از عشق ممکن است بر او غلبه کند.