وحشی
Wild
وقتی رزی فیلدز تماسی دریافت میکند که برادر کوچکترش تایسون در کلانتری است، میفهمد که پلیسها کمترین مشکل او هستند. رزی که از همان ابتدا از ترک کارش عصبانی است، وقتی میفهمد تایسون به چه دلیلی دردسر درست کرده، خشمش به اوج میرسد. آیا یک لبخند شیطنتآمیز و دو پلیس ترسزده میتوانند مانع خواهری شوند که تا مرز از کوره دررفتن پیش رفته است؟