خط داستانی
آسترید در اواخر چهل سالگی است و زندگی اش را به خوبی کنترل می کند. او عاشق پل شده و سفر آخر هفته شان به بوداپست را برای چند روز عاشقانه میبردند. اما در پایتخت مجارستان اتفاقاتی روی میدهد که با برنامه هایشان همخوانی ندارد و با ژولیوس، اولین عشق بزرگ آسترید، روبه رو میشوند.