خط داستانی
داستان استن، مردی زباله گرد بین کهکشانی که تنها روی یک سیاره کوچک زندگی می کند. برای تغذیهٔ جسمی خود، زبالههای فضایی را با نیزه می زند و به خوراک تبدیل می کند. برای تغذیهٔ روحش، تنها روی عشق رویا می پوشد. روزی با بریتس، یک زن فضانورد همسفر که بر روی یک دنبالهٔ کوتاه عبوری گیر افتاده، روبرو می شود و به او عاشق می شود اما باید منتظر بازگشت دنبالهٔ او بماند. برای بودن با او، ناگزیر از راه های افراطی خواهد شد.