Pájaros rojos
فیلم پرندگان قرمز
در دهه ۷۰ ناآرام در آرژانتین، گراسیلا نوجوان هنرمند و شاعر است. او و خولیو، یک رهبر دانشجویی کاریزماتیک، به خاطر ایدههایشان برای عدالت اجتماعی به هم میپیوندند. اشعار او به موسیقیدان جوان، فلچا، میرسد که آرزو دارد آنها را برای جمعیتی پرشور بخواند. با سختتر و خطرناکتر شدن اوضاع، دوستان تحت تعقیب قرار میگیرند و گراسیلا و خولیو از یکدیگر محافظت میکنند، اما دیکتاتوری آنها را ربوده و مادر گراسیلا در جستجوی ناامیدانهاش برای دخترش به مادران میدان مایو میپیوندد، که فریاد بیوقفهشان برای فرزندان گمشدهشان تنها با ترس و مرگ بیشتری از دیکتاتوری خونین مواجه میشود. ۳۵ سال بعد، آن مادر کتابی از اشعار گراسیلا منتشر میکند و آن را به فلچا، که اکنون موسیقیدانی موفق است، میدهد. او آنها را به آهنگهایی تبدیل میکند که اجازه میدهد کلمات او زنده و پرواز کنند.